صدای انترناسیونالیستی پاسخ میدهد



روی جلد اولین شمارۀ نشریه بیـلان (نشریه ای از چپ کمونیست) بتاریخ نوامبر 1933

توضیح:

سیاست ما درج مکاتبات، رسید نامه ها یا پاسخهای آنها در سایتمان نیست. با این حال به یکی از سوال هائی که برای صدای انترناسیونالیستی ارسال شده، با توجه به اهمیت موضوع، سوال و پاسخ را در سایت درج می کنیم. قطعا پاسخ به سوال زیرین می تواند موضوع ده ها نوشته جدی و تحقیقی باشد، با این حال ما سعی کردیم، جوابی کوتاه که منعکس کنندۀ نظر صدای انترناسیونالیستی باشد داده باشیم.

" آیا باور دارید که اگر چپ کمونیست بطریقی نتواند به بقای خود ادامه دهد، حزب نمی تواند شکل بگیرد و کارگران نمی توانند انقلاب کنند و جهان ویران خواهد شد؟ آیا باور دارید که وجود بین الملل، تشکیلات سیاسی انقلابی متمرکز، برای موفقیت انقلاب آینده حیاتی است؟"


قبل از هر چیز باید تاکید کرد که چپ کمونیست یک جریان تاریخی است که ریشه در واکنش به شکست موج انقلاب جهانی و تبع آن در انحطاط بین الملل کمونیستی دارد. چپ کمونیست تنها جریان تاریخی است که بدنبال ادغام جریانات سیاسی که تحت نام "کمونیسم" فعالیت میکردند، در چپ دستگاه سیاسی سرمایه، به دفاع از مواضع پرولتری ادامه داد. چپ کمونیست بعنوان یک جریان تاریخی گرایشات متفاوتی را نمایندگی کرده و میکند. اینکه چپ کمونیست از گرایشات متفاوتی تشکیل یافته است، نه ناشی از سکتاریسم درون چپ کمونیست بلکه ناشی از آن است که رشد طبقه کارگر خطی نیست و به تبع آن، آگاهی طبقه کارگر نیز خطی نیست، لذا گرایشات فکری متفاوتی را از خود ارائه خواهد داد. البته تمامی تلاشها باید در راستای همگرائی گرایشات درونی چپ کمونیست باشد.

قطعا تا تشکیل حزب کمونیست انترناسیونالیست (حزب جهانی پرولتاریا) این خطر وجود دارد که گرایشی از گرایشات درونی چپ کمونیست بشدت ضعیف شود و یا از بین برود. ولی چپ کمونیست معادل جمع جبری گرایشات درونی آن نیست بلکه یک جریان تاریخی است و نباید فراموش کرد که چپ کمونیست به بخشی از حافظه تاریخی پرولتاریا نیز تبدیل شده است.

به باور ما بدون تداوم وجود چپ کمونیست (بدون تئوری رهائی کارگران) امکان شکل گیری حزب کمونیست انترناسیونالیست وجود ندارد، چرا که شکل گیری حزب محصول شرایط خاصی از مبارزه طبقاتی است. مقطعی که آگاهی طبقاتی پرولتاریا به سطحی تکامل یافته تا انترناسیونال کمونیستی خود را برای پیروزی انقلاب کمونیستی تشکیل دهد.

حزب کمونیست انترناسیونالیست سلاح ضروری برای پیروزی انقلاب کمونیستی است. وظیفه حزب نه سازماندهی طبقه کارگر یا کسب قدرت بجای طبقه کارگر بلکه رهبری سیاسی پرولتاریا برای پیروزی انقلاب کمونیستی است. بدون حزب کمونیست انترناسیونالیست امکان پیروزی انقلاب کمونیستی وجود ندارد. فقط به دو مثال از جنبش کارگری در ضرورت حزب کمونیست انترناسیونالیست برای پیشبرد نبردها اشاره می شود:

در جریان موج انقلاب جهانی در سالهای 1924-1917 اگر چپ سوسیال دمکراسی آلمان همچون بلشویکها عزم جدی نشان میداد و بند ناف خود را از جسد مرده سوسیال دمکراسی جدا میکرد و سالها منتظر نمی شد، شاید در مسیر تاریخی انقلاب جهانی وقفه ای ایجاد نمی شد. در اوایل دهه 1980 میلادی غول خفته لهستان (پرولتاریای لهستان) شروع به بیدار شدن کرد. مبارزه طبقاتی به سراسر لهستان گسترش پیدا کرد و ناقوس مرگ سرمایه داری به صدا درآمد. اما سرانجام بدلیل فقدان سازمان انقلابی (حزب کمونیست انترناسیونالیست) «لخ والسا» به دست پاپ، نماد ایدئولوژی سرمایه بوسه میزند.

ذکر این نکته نیز ضروری است که دیکتاتوری پرولتاریا، اعمال قدرت از طریق شوراهای کارگری است، نه دیکتاتوری حزبی، سنت مرسوم در چپ دستگاه سیاسی سرمایه. وظیفه حزب در دیکتاتوری پرولتاریا و تا محو طبقات، دفاع از برنامه کمونیستی است و با محو طبقات اجتماعی، حزب نیز ضرورت وجودی خود را از دست میدهد.

سرمایه داری منشا بردگی مزدی، استثمار، بیگانگی انسان از انسان و در یک کلام جهنم واقعی و زمینی است. سرمایه داری بوی خون ، کثافت و لجن میدهد. تنها با به زیر کشیدن سرمایه داری از طریق انقلاب کمونیستی است که می توان به زندگی شایسته انسانی دست یافت. چرا که بدون انقلاب کمونیستی، رهائی از بربریت سرمایه نه تنها برای طبقه کارگر بلکه برای بشریت وجود ندارد. نابودی بشریت حتما از طریق جنگ جهانی نیست، بلکه می تواند اشکال دیگری نیز به خود بگیرد، همچون خطرات ناشی از محیط زیستی و یا تداوم انحطاط از طریق تداوم و استمرار بربریت سرمایه داری. بی مناسبت نیست که شعار صدای انترناسیونالیستی "انقلاب کمونیستی یا نابودی بشریت!" است.



صدای انترناسیونالیستی
دیماه 1394