مقدمه ای بر ترجمه فارسی
معضل واقعی نه "پارلمانتاریسم یا فاشیسم"
بلکه "سوسیالیسم یا بربریت" است




سرمایه بنا به شرایط زمانی و تاریخی و در راستای نیاز خود مجبور است تا اشکال متفاوتی از روبنای سیاسی بخود بگیرد، همانند ایدئولوژی نازیستی در آلمان نازی، سوسیال دمکراسی در اروپای غربی، استالینیزم در بلوک شرق، مائوئیسم در چین، اسلام در ایران و غیره. اما وجه مشترک همگی اینها که روبنای سیاسی متفاوتی دارند، این است که سرمایه، دمکراسی، نازیسم، خدا و غیره نمی شناسد بلکه فقط انباشت سـرمـایـه می شناسد، چرا که همچون ارگانیسم زنده اگر خـون تـازه وارد چـرخـۀ حیات آن نشـود می میرد. بورژوازی آلمان در دهه 1930 میلادی و در پاسخ به چنین شرایط مرگباری بود که بدیل خود هیتلر را به عنوان ناجی ارائه داد و او نیز به تاریخ 23 ماه مه 1939 اعلام کرد:"بدون توسل به جنگ نمی توان بر دشواریهای اقتصادی غلبه کرد".

اگر در کشوری چون ایران گروهائی چون «لباس شخصی ها»، « انصار حزب‎الله» و غیره نقش بازوی غیر رسمی سرکوب را ایفا می کنند. در کشورهای پارلمانتاریستی غربی این گروها عناوینی چون «دمکراتهای وطن پرست»، «نئو نازیست»، «فاشیست» و غیره بخود می گیرند. همانطور که بدون وجود نظام کثیف جمهوری اسلامی گروهای «لباس شخصی»، « انصار حزب‎الله» و غیره نمی توانند وجود داشته باشند، بدون وجود دمکراسی بورژوائی (توحش سرمایه داری) گروهای «نئو نازیست» نیز نمی توانند وجود داشته باشند.

گرایشات متفاوت سرمایه، بخصوص چپ دستگاه سیاسی آن سعی می کنند با تنزل سیاسی نازیست ها، فاشیست ها و غیره و تقلیل آنان به دستجات جنایتکار، هویت تروریسم سیاسی را از آنها گرفته و جنایت آنان را تا حد جنایات دستجات جنایتکار تقلیل دهند. سپس به عنوان دستجات جنایتکار خواستار غیر قانونی اعلام کردن چنین گروه هائی می شوند. نمونه های وطنی آن دستجات گوناگون «کمونیزم کارگری» در کشورهای اروپای غربی هستند که در راستای دفاع از نهادهای دمکراتیک سرمایه خواهان غیر قانونی کردن جریانات نئو نازیست به عنوان دستجات جنایتکار هستند.

چپ دستگاه سیاسی سرمایه عوام فریبی می کند که جنایات سیاسی شکل بخصوصی از بربریت سرمایه نیست و از نهادهای دمکراتیک سرمایه خواهان غیر قانونی اعلام کردن «دستجات جنایتکار» می شود. به عبارت بهتر به قانون سرمایه اعتبار و حقانیت بیشتری میدهند. سعی می کنند کتمان کنند که تروریسم سیاسی پاسخ سرمایه به بحران و رقابت گانگستری سرمایه نیست. از دمکراتهای گانگستر گرفته تا بربرهائی چون بورژوازی ایران و عربستان سعودی چنین گروهائی را در راستای منافع خود تغذیه و حمایت می کنند.

اینکه به دلیل پائین بودن سطح مبارزه طبقاتی در سطح جهانی از سوئی و بحران عمیق سرمایه داری از سوی دیگر، اقشاری از طبقه کارگر در نتیجه تبلیغات نژاد پرستانه، ناسیونالیستی و یا دیگر اشکال ایدئولوژیک سرمایه جذب چنین ایدئولوژیهائی می شوند، بیانگر نقش "دولت سرمایه" در شکل گیری و تغذیه چنین گروههائی است. اگر چه هر موقع نیاز دولت سرمایه ایجاب کند، دولت نقش نگهبان دمکراسی را نیز ایفا می کند.

اما انترناسیونالیستها هیچ توهمی به گرایشات راست و چپ سرمایه ندارند و در جریان جنگ امپریالیستی، جنگ جهانی دوم تنها گرایشی بودند که به مواضع پرولتری وفادار ماند و هر دو سوی جنگ امپریالیستی را محکوم کردند. انترناسیونالستها از موضع پرولتری اعلام کرده اند برای مبارزه بر علیه اشکال خشن سرمایه باید منشا آن یعنی سرمایه داری را به زیر کشید. اخیرا و در پی قتل «پائلوس فیسس» (Pavlos Fyssas) به دست آدمكشان نئونازیست «طلوع طلایی» در یونان و دستگیری رهبراین حزب، انترناسیونالیست های یونان بیانیه ای را منتشر کردند.

رفقای انترناسیونالیست یونان از موضع انترناسیونالیستی تاکید کردند، تنها ضد فاشیست بودن یعنی افتادن در دام "دمکراسی" دولت سرمایه داری، بلکه باید ضد سر مایه داری بود. بدرستی تاکید کرده اند که هر گونه دفاع و حمایت از نهادهای دمکراتیک سرمایه، جنگی بر علیه طبقه کارگر و مبارزه طبقاتی است. ترجمه فارسی بیانیه رفقا در راستای گسترش بیشتر مواضع انترناسیونالیستی تقدیم خوانندگان فارسی زبان قرار می گیرد.


صدای انترناسیونالیستی