تحولات سال 57 ، نگاهی به موضعگیریهای
چپ دستگاه سیاسی سرمایه و انترناسیونالیستها

مقدمه ای بر ترجمۀ بیانیه جریان کمونیست بین المللی


گرایشات متفاوت چپ سرمایه با اعلام "انقلاب جاری در ایران" بعد از حوادث دهمین دورۀ انتخابات ریاست جمهوری ، همان نقشی را ایفا میکنند که در سال 1357 ایفا کردند. مبارزۀ طبقاتی کارگران را تحت الشعاع مبارزۀ ضد دیکتاتوری خود (دمکراسی خواهی خود) قرار میدهند تا بار دیگر طبقه کارگر را به قربانگاه بورژوازی ببرند. اگر در سال 1357 مواضع انترناسیونالیستها در فضای سیاسی ایران پژواکی نداشت و تنها حکم یک سند تاریخی را ایفا کرد که بعد از سی سال همچنان مایۀ افتخار انترناسیونالیستهاست ، اما امروزه مواضع انترناسیونالیستی در فضای سیاسی ایران اگر چه بسیار ضعیف ولی یک واقعیت است. نگاهی اجمالی به مواضع چپ سرمایه و انترناسیونالیستها در اوایل شکل گیری جمهوری اسلامی خواهیم انداخت.

در سال 1357 ، تظاهرات ، اعتراضات و اعتصابات با ورود طبقۀ کارگر به صحنۀ مبارزات ، زنگ خطر را برای بورژوازی بصدا در آورد. از یک سو سرکوب گسترده نه تنها چاره ساز نبود بلکه موجب رادیکال شدن اعتراضات می شد و از سوی دیگر جامعه چنان دچار تشنج شده بود که طبقه حاکم دیگر قادر به هدایت و تداوم سرمایه داری سلطنتی نبود ، لذا بورژوازی می بایست آلترناتیو خودش را برای تداوم و بقاء نظام سرمایه داری ارائه میداد. جمهوری اسلامی اگر چه یک آلترناتیو نامناسب ولی تنها آلترناتیو ممکن بورژوازی جهانی بود.

در چنین شرایطی است که خمینی توسط گرایشات راست و چپ سرمایه به وسط صحنه آورده می شود و روحانیت ضد امپریالیست می شود. جناح چپ سرمایه در تثبیت رهبری روحانیت و صد البته ضد امپریالیست نقش فعالی ایفا کرد. بررسی مواضع گرایشات چپ سرمایه موضوع این مقدمه نیست بلکه نشان دادن تاریخی جایگاهی است که چپ سرمایه و انترناسیونالیستها در اوایل شکل گیری جمهوری اسلامی داشتند.


تروتسکیستها

تروتسکیستها [1] همانند دیگر گرایشات چپ به استقبال خمینی شتافتند. حزب کارگران انقلابی برهبری بابک زهرائی با تمام توان خود به همکاری اطلاعاتی با جمهوری اسلامی پرداخت. جناح کلام رادیکال تروتسکیستها نیز خواهان آموزش نظامی کارگران قبل از اعزام به جبهۀ جنگ شدند و نوشتند:" در شمارۀ نخست نشریه «کارگران سوسیالیست» ، 10 مهر 1359 ، به هنگام آغاز جنگ ، اعلام کردیم که از آنجائیکه مسئله جنگ به مسئله کارگران تبدیل گشته ، کارگران که دسته دسته داوطلبانه به جبهه روانه می شوند و آنان که به رهبران رژیم اعتقاد دارند ، باید از آنها بخواهند که آنها را مسلح کنند و به آنها آموزش نظامی دهند تا «بتوانیم از طریق شوراهای خود به دفاع از انقلاب برخیزیم!»." [2] گوشت دم توپ کردن کارگران در اختلافات درونی بورژوازی مختص تروتسکیستهای وطنی نیست ، تروتسکیستها در اسپانیا ، چین و سپس در جنگ جهانی دوم کارگران را به کشتار امپریالیستی کشاندند.


مائوئیستها

حزب مائوئیستی رنجبران در اولین کنگرۀ خود عکس خمینی را در کنار عکس رهبران خود آویزان کرد و برروی باندرول کنگرۀ خود شعار "زنده باد انقلاب ضد امپریالیستی و ضد استبدادی ایران برهبری امام خمینی" را نوشت. [3]

حزب رنجبران نیز در خدمت همکاری اطلاعاتی با جمهوری اسلامی قرار گرفت ، برخی از سر تیتر مقالات رنجبر بشرح زیر است:
  • ایران بجز خمینی رهبر دگر ندارد. - رنجبر شمارۀ 5

  • کربلا ، کربلا مشعل آزادگان ، شوروی ، آمریکا دشمن مستضعفان - رنجبر شمارۀ 7
گرایش دیگر مائوئیستها اتحادیه کمونیستها علیرغم اینکه به همکاری اطلاعاتی با جمهوری اسلامی نپرداخت ، مواضعی بهتر از این گرایش نداشت. اتحادیه کمونیستها کارشان را با تبریک گفتن به جلادی چون خلخالی شروع کردند و در مقاله ای تحت عنوان "یک حکم تاریخی" در حقیقت شمارۀ 28 ، صفحۀ 28 نوشتند:

"آیت الله سید صادق خلخالی ، رئیس دادگاه انقلاب اسلامی ، طی یک مصاحبه مطبوعاتی...حکم اعدام شاه مخلوع... ما این تصمیم انقلابی و اعلام آنرا به دادگاه انقلاب اسلامی و ریاست دادگاه تبریک می گوئیم ..."

با شروع جنگ مائوئیستها نیز کارگران را بعنوان گوشت دم توپ در اختلافات درونی بورژوازی قربانی کردند. مائوئیستها نوشتند: "اتحادیه کمونیستهای ایران آمادگی کامل خود را برای پیشبرد امر دفاع از انقلاب و میهن و شرکت در جنگ علیه نیروهای تجاوزکار مزدوران بعثی اعلام میدارد!"[4]

مائوئیستها در نقد استالینیستهای کلام رادیکال نوشتند:

"نظرات ضد انقلابی و ضد ملی را از جنبش خود طرد کنید!
کشور ما در معرض تجاوز مستقیم ارتش مزدور امپریالیسم قرار گرفته و بخشی از خاک آن اشغال شده ، آنها که همان مسیر گذشته را که اینک دیگر مفهوم و جایگاهی ضد انقلابی و ضد میهنی پیدا کرده است ، می پیمایند در امر دفاع از انقلاب و میهن کارشکنی و اخلال می ورزند."[5]

مائوئیستها بسیجی وار نیز در جبهۀ جنگ شربت شهادت نوشیدند و آنرا با افتخار تمام اعلام کردند: " در رثای رفیق شهید قاسم صراف زاده – رفیق ابوالقاسم صراف زاده عضو کادر رهبری اتحادیه کمونیستهای ایران در راه جبهۀ جنگ شربت شهادت نوشید. "[6] اینها هذیانهای مذهبی گونه یک بسیجی نیست بلکه حرفهای کادر رهبری مائوئیستهاست.

و باز مجددا زمانی که اختلافات درونی جناحهای بورژوازی بالا میگیرد ، به طبقۀ کارگر برای حفاظت از جان رئیس جمهور بنی صدر فراخوان میدهد تا امنیت یکی از مهره های جنایتکار بورژوازی را در مقابل حملات باند دیگر بعهده بگیرد:
"در بارۀ توطئه علیه رئیس جمهور (اطلاعیه)
مردم تهران! برای حمایت از رئیس جمهور و مقابله با جانیان خائن که مشتی اوباش خبیث وابسته به حزب حاکم هستند. در اطراف منزل ایشان جمع شوید و امر نگهبانی را خود بدست گیرید." [7]


استالینیستها

عمده ترین جریان استالینیستی ، سازمان چریکهای فدائی خلق ایران بود که نقش بسزائی در تحکیم جمهوری اسلامی ایفا کرد. فدائیان درک ضد امپریالیستی امامشان را ستودند ، او را پیشوای بزرگ شیعیان خطاب کردند و بازگشتش به میهن را تجلی ارادۀ زحمتکشان ارزیابی کردند. [8] جناح اکثریت آن تا سطح زائده وزارت اطلاعات پیش رفت. رهبر آن فرخ نگهدار در سالهای 61-1360 در دادگاه انقلاب اسلامی و زندان اوین دیدارهائی با جلادی چون موسوی تبریزی که حکم اعدام هزاران نفر را صادر کرده بود و قصاب اوین لاجوردی داشته است. آنها وظیفۀ خطیر اعضا و هوادارانشان را لو دادن دیگر فعالین سیاسی قرار دادند و در ارگانشان نوشتند:

"هواداران سازمان در موقعیت خطیر کنونی باید وظایف خود را هوشیارانه‌تر و قاطعانه‌تر از پیش انجام دهند. افشای دسیسه‌های ضد انقلاب و شناساندن سیاست‌های ضد انقلابی گروهک‌ها در محیط کار و در میان خانواده‌ها و در هر کجا که توده حضور دارند جزو وظایف مبرم هواداران مبارز است." [9]

سوال اساسی این است رادیکال ترین گرایشات استالینیستی چه نقشی در تثبیت روحانیت ضد امپریالیست ایفا کردند. خط 3 ، کلام رادیکال ترین گرایش استالینیستی و سازمان پیکار در راه آزادی طبقۀ کارگر مهمترین و عمده ترین جریان آن بود. اگر از رویای انقلاب دمکراتیک (سرمایه داری دولتی) پیکار فعلا بگذریم و از باورها و افق سوسیالیستی آن که در یکی از عقب مانده ترین کشورهای اروپائی تجلی یافته بود و آنرا در مقالۀ " آلبانی سوسیالیستی و دستاوردهای درخشان سوسیالیسم" [10] توصیف کرده است باز هم بگذریم و فقط نگاهی بسیار گذرا به تیتر بعضی از مقالات آن و به طبع آن نقشی که پیکار در تثبیت روحانیت ضد امپریالیست ایفا کرد بیندازیم ماهیت ضد انقلابی آنرا در می یابیم که چگونه بعنوان بخشی از دستگاه سیاسی سرمایه ، نقش خودش را در تثبیت نظم جدید و بربریت اسلامی ایفا کرد. پیش از انتشار ارگانش ، پیکار طی نامه ای سرگشاده به امام ضد امپریالیست اش ، خمینی ، در رابطه با دستگیری مجتبی طالقانی عضو پیکار این چنین نوشت:

"ما کسی را مورد خطلب قرار میدهیم که دادگاههای انقلاب را در دفاع از ستمدیدگان ... مجددا برا انداخت و به تداوم خواست حق طلبانه مردم رنج دیدۀ ما پاسخ انقلابی داد." [11]

با انتشار ارگانش ادامۀ این مواضع را در نشریه اش پیش می برد. تیتر برخی از مقالات نشریه پیکار خود گویای جایگاهی است که رادیکال ترین گرایش استالینیستی ایستاده بود و همچنین بیانگر این واقعیت است که مشکل پیکار نه ناشی از گیج سریهای آن بلکه ناشی از چهار چوب نظری آن یعنی خود استالینیسم بود. نمیتوان به اردوی سرمایه (جناح چپ آن) تعلق داشت و مواضع انقلابی ایفا کرد. سر تیتر چند شماره از مقالات پیکار بشرح زیر است ، نیازی به توضیح ندارند:
  • از ابتکار حضرت آیت الله طالقانی در جهت ایجاد شوراهای محلی برای ادارۀ امور که با تائید حضرت آیت الله خمینی نیز روبرو شده ، استقبال نموده و بدینوسیله پشتیبانی خود را از این اقدام انقلابی ... پیکار شمارۀ 1 – صفحۀ 2

  • اقدام انقلابی آیت الله خمینی را تائید می کنیم. (در رابطه با قطع رابطۀ دیپلماتیک با مصر) پیکار شمارۀ 2 صفحۀ 7

  • خاطرۀ شهید روحانیت مبارز آیت الله سعیدی ، گرامی باد. پیکار شمارۀ 7 - صفحۀ 1

  • فشار توده ها ، نیروهای انقلابی ، آیت الله خمینی و شورای انقلاب - پیکار شمارۀ 8 - صفحۀ 4

  • داد گاه خلق ، دادگاه انقلاب (در رابطه با اعدام یکی از نمایندگان دوران شاه) - پیکار شمارۀ 12 - صفحۀ 1

  • نگاهی به سخنرانی امام خطاب به صاحبان صنایع – پیکار شمارۀ 13 – صفحۀ 4 (خرده بورژوازی ضد امپریالیست)

  • کاندیداهای ما با هدف انعکاس خواست زحمتکشان ، دفاع از منافع آنها و افشای ارتجاع در انتخابات شرکت می کنند. پیکار شمارۀ 12 – صفحۀ اول

  • چگونه بورژوازی حاکم ، دادگاههای انقلاب را بدست خود گرفته است - پیکار شمارۀ 7 - صفحۀ 1

  • آیت الله طالقانی - تبلور نیم قرن مبارزۀ ضد امپریالیستی و ضد استبدادی خلق - پیکار شمارۀ 20 - صفحۀ 1 (توده های ستمدیده ما یک دوست ، یک پدر و همرزم بزرگ خود را از دست داند.) [12]

  • امام خمینی به محمد میر لاشاری تامین داد. پیکار شمارۀ 26 – صفحۀ 15

انترناسیونالیستها

ابتدا باید روشن سازیم که مبارزۀ ضد امپریالیستی برای انترناسیونالیستها چه مفهومی دارد. ما معتقد هستیم در عصر گندیدگی و انحطاط سرمایه داری ، در عصر امپریالیسم تمامی دولتها صرف نظر از بزرگی و کوچکیشان ، صرف نظر از قدرت اقتصادی و نظامی شان از گانگسترهای بزرگ مثل آمریکا و بریتانیا گرفته تا گانگسترهای کوچک مثل ایران و پاکستان همگی امپریالیستی هستند. [13] لذا مبارزۀ ضد امپریالیستی یعنی مبارزۀ ضد سرمایه داری در سراسر جهان در راستای نابودی نظام سرمایه داری از طریق انقلاب جهانی.

انترناسیونالیستها در همان بهمن ماه 1357 به یمن تعلق خود به اردوی پرولتاریا و با اتکا بر مواضع کمونیستی و با چشم انداز انترناسیونالیستی به تجزیه و تحلیل شرایط پرداختند. برخلاف هذیان گوئیهای سیاسی چپ سرمایه که از مرتجعی چون خمینی ، امام مدافع ستمدیدگان ساختند و روحانیت را ضد امپریالیست کردند. آری در همان بهمن ماه انترناسیونالیستها اعلام کردند خمینی مترقی تر از ملکۀ انگلستان و یا امپراطور اول بوکاسا نیست. آری در همان بهمن ماه انترناسیونالیستها اعلام کردند پرولتاریا باید استقلال طبقاتی خودش را حفظ کند و نباید خودش را در جنبشهای مردمی حل کند. آری در همان بهمن ماه انترناسیونالیستها اعلام کردند تنها انقلاب در دستور کار چه در کشورهای پیرامونی منجمله ایران و چه در کشورهای متروپل انقلاب کمونیستی است.

ما به همین منظور بیانیه جریان کمونیست بین المللی را که بتاریخ 28 بهمن ماه 1357 منتشر شده به فارسی برگردانده ایم و مطالعۀ آنرا توصیه می کنیم.



صدای انترناسیونالیستی
27 شهریور 1389

توضیحات:
[1] تروتسکی و تروتسکیسم متعلق به دو اردوی متفاوت هستند. تروتسکی علیرغم اشتباهات خود در مواردی چون کمونیزم جنگی ، ماهیت شوروی و غیره همچنان بعنوان یک انقلابی و متعلق به پرولتاریا جان باخت در حالی که تروتسکیسم بخشی از دستگاه سیاسی سرمایه را نمایندگی می کند.
[2] کارگر سوسیالیست شمارۀ 58 ، صفحۀ 9 ، به مناسبت نهمین سالگرد انتشار نشریه
[3] رنجبر شمارۀ 1 ، صفحۀ 16
[4] حقیقت 91 ، صفحۀ 8
[5] حقیقت 91 – صفحۀ 4
[6] حقیقت 114 – صفحۀ 1
[7]حقیقت شماره 127 – صفحه 9
[8] اعلامیه ها و بیانیه های سازمان چزیکهای فدائی خلق ایران در سال 1357
[9] کار اکثریت شمارۀ ۱۴۹، بیست و هشتم بهمن 13۶۰، صفحۀ 18
[10] پیکار شمارۀ 82 – صفحۀ 15
[11] نامۀ سرگشادۀ سازمان پیکار در راه آزادی طبقۀ کارگر به امام خمینی ، رهبر جمهوری اسلامی ایران به تاریخ 24 فروردین 1358
[12] یکی از مسئولین وقت کمیته آذربایجان ، ایوب (به اسم حقیقی اکبر آغباشلو) سعی کرد مانع پخش این مقاله در آذربایجان شود. اکبر آغباشلو گرایش بسیار ضعیف ، منتقد و رادیکالی را در درون پیکار نمایندگی میکرد. سر انجام در نتیجۀ اختلافات اکبر آغباشلو به همراه لادن بیانی و تنی چند تن دیگر در سال 1359از پیکار جدا شدند و گروه ستارۀ سرخ را بیان نهادند. ستارۀ سرخ علیرغم انتقادات اساسی و جدی خود به چپ ، مضمون استالینیستی خود را حفظ کرد و متاسفانه سرکوب وحشیانه بورژوازی اسلامی فرصت این را نداد که آیا ستارۀ سرخ در انتقادات خودش چپ سرمایه را پشت سر گذاشته و از کابوس استالینیزم رها خواهد شد و به مواضع انترناسیونالیستی دست خواهد یافت یا نه؟
[13] در رابطه با تعریف ، ماهیت و عملکرد امپریالیسم در عصر انحطاط سرمایه داری ، به بخش دوم و سوم مقاله "ناسیونالیسم سم کشنده برای مبارزۀ طبقاتی" مراجعه شود.