رفقای عزیز!

نامۀ شما نه در راستای یک بازبینی انتقادی بلکه در راستای توجیه عملکرد تاکنونی «مبارزه طبقاتی» بوده است متاسفانه این بیانگر آن است که «مبارزه طبقاتی» بدلیل محدودیتهای خودش، توان و قابلیت چنین نقدی را ندارد. انتقادی که می توانست در راستای پیشروی مواضع انترناسیونالیستی نه تنها در آمریکای شمالی بلکه به تقویت مواضع انترناسیونالیستی در سایر نقاط نیز منتهی شود. پراتیک و عملکرد «مبارزه طبقاتی» از نگاه ما در راستای ایجاد ابهام سازی در درون فضای سیاسی بوده است. لذا برای شروع بحث با شما شروطی را تعیین کردیم و درخواسته خودمان نیز جدی هستیم و مجددا تکرار می کنیم:

"پیش شرط مباحثه سیاسی با شما این است که شما به شکل جدی عمکلکرد خود را مورد نقد قرار دهید وعلنا از عملکرد گروهائی چون "IFCL" فاصله بگیرید و به تقویت پرنسیپ ها و ارزشهای پرولتری یاری رسانید."


از آنجائیکه مضمون این مکاتبه می تواند در خدمت تحکیم مواضع انترناسیونالیستی باشد لذا توضیحات زیرین را ضروری میدانیم:


معیارهای لازم برای یک بحث سیاسی

ما از شما درخواست کردیم، معیارهای شما برای یک مباحثه سیاسی با یک محفل، یک گروه یا جریان سیاسی چه هستند؟ و شما پاسخ دادید:

"برای ما، معیار اساسی «برای بحث با یک محفل، گروه و یا یک جریان سیاسی» تا حدودی اساسی هستند – حمایت از سرنگونی انقلابی سرمایه داری جهانی، دیکتاتوری پرولتاریا (درک آن به معنای کامل)، نیاز به حزب، پایبندی به طور کلی به نکات اصلی از برنامه کمونیستی، و یک رویکرد جدی به تدارک و کاربرد آنها. "[ترجمۀ ما]

این معیارها را می توان در بخش کلام رادیکال چپ سرمایه (استالینیسم، مائوئیسم، و تروتسکیسم و غیره) نیز پیدا کرد و یک مثال عینی آن می تواند حزب کمونیست کارگری ایران باشد. اگر چه این معیارها در مکاتبه با «گروه کارگران انترناسیونالیست» از کانادا تا حدودی بهتر شده است اما مهم ترین مسئله این است که چگونه این مواضع در واقعیت به کار گرفته می شوند. ناقلین این مواضع چه نقشی ایفا می کنند؟ کاربرد این مواضع چه کمکی به شفافیت در درون فضای سیاسی پرولتری می کند؟

شما لیست طولانی از گروههائی که در مباحثه بوده اید، ارائه داده اید بدون اینکه هیچ اشاره ای به خود "مباحث" کرده باشید. چرا شما قادر به ایجاد یک رابطه طولانی مدت با این گروه ها نشده اید؟ یک چنین ترازنامه ائی می توانست به دیگران در درون فضای سیاسی کمک کند تا در جهت یابی شان از همان اشتباهات جلوگیری کند و همچنین میتوانست بیانگر یک متدولوژی جدی از سوی شما باشد.


اعتماد مذهبی یا کمونیستی

شما نوشته اید:

"در حالی که ما به مشکل "تضعیف ارزش و پرنسیپ های پرولتری" اذعان داریم، همانطور که از اهمیتی اساسی در مفهوم کلی برخوردارند، در اینجا، برای مثال، ما می توانیم به جریان کمونیست بین المللی استناد کنیم که گاهی اوقات به جریان های آنارشیستی سازگاری اپورتونیستی [نشان میدهد]، در تقابل با عدم بحث و گفتگو با سایر عناصر از چپ کمونیست - به ویژه گرایش کمونیست انترناسیونالیست."[ترجمۀ ما]

قبل از هر چیز باید اشاره کنیم که رشد طبقه کارگر خطی نیست، لذا طبقه کارگر جریان های سیاسی انقلابی متفاوتی از خود ارائه میدهد. البته تلاش باید در راستای پیشرفت همگرایی باشد، اما این تلاش یا این همگرائی باید بسیار طبیعی باشد.

بر خلاف نگرش بی تاب خرده بورژوائی، ما سعی کردیم از تجربه تاریخی پرولتاریا یاد بگیریم. پس از اولین کنگره حزب کمونیست ایران در اوایل 1920، در یک اقدامی شبه کودتا توسط بلشویکها، 12 عضو از 15 عضو کمیتۀ مرکزی منتخب کنگره اول حزب کمونیست ایران، از جمله آواتیس سلطان زاده از رهبری حزب برکنار شدند. دلیل این امرغیر مترقی ارزیابی کردن بورژوازی ملی در ایران توسط آواتیس سلطان زاده بود، زیرا او معتقد به مبارزۀ مستقیما کمونیستی بود و معتقد بود تلاش در راستای انقلاب جهانی باید در دستور روز قرار گیرد [سلطان زاده انترناسیونالیست بزرگی بود که توسط قاتل کمونیستها(استالین) اعدام شد]. نظرات او مورد تائید دفتر سیاسی بلشویک قفقاز و آذربایجان نبود، آنها در مورد نقش مترقی بورژوازی ملی توهم داشتند. سلطان زاده هرگز ماهیت پرولتری بلشویکها را زیر سوال نبرد، او هرگز در راستای ایجاد «فراکسیون» تلاش نکرد اما از طریق مقالات متعددی عواقب مخرب چنین سیاستی را در فضای سیاسی ایران و همچنین جنبش طبقاتی پرولتاریا آشکار کرد.

ما اعتقاد داریم که انترناسیونالیستها به طور کلی و به خصوص جریان کمونیست بین المللی در جریان تحولات سال 1388 در ایران نقش منفعلی ایفا کردند. مقدمۀ جریان کمونیست بین المللی به مقالۀ ما «مبارزه طبقاتی تنها آلترناتیو برای طبقه کارگر» مندرج در سایت آنها، یک تجزیه و تحلیل مکانیکی از حوادث ارائه میداد. مقالۀ ما «دو جنبش، دو افق، تشدید مبارزۀ طبقاتی تنها آلترناتیو» یک نقد از افق انترناسیونالیستی به مقدمۀ جریان کمونیست بین المللی بود. دو سال از وقایع در ایران، صحت تحلیل ما را ثابت می کند. ما همچنین در مواردی چون آگاهی طبقاتی، نقش سازمان انقلابی و عدم شفافیت در مورد «شوراگرائی» منتقد جریان کمونیست بین المللی بوده ایم که رفقا قول داده اند تا پاسخ دهند.


تشکیل فراکسیون

ابتدا شما تاریخچۀ مختصر و درستی از «فراکسیون» ارائه داده اید که مورد توافق ما است، شما نوشته اید:

"با این حال، ضرورت فراکسیون از تاریخ جنبش کمونیستی کارگران بوجود آمده است، که در آن ضرورت شکل گیری فراکسیون در شفافیت [مواضع سیاسی] و ظهور نهایی سازمان های انقلابی مانند بلشویکها، اتحادیه اسپارتاکوس، چپ کمونیست ایتالیا نقش عظیمی ایفا کرده است. نباید فراموش کرد که ممنوعیت فراکسیون در حزب بلشویک در پایان جنگ داخلی یکی از ضربات نهایی در مقابل انقلاب پرولتری در روسیه، و همچنین یک ضربه سیاسی بزرگ در برابر موج انقلابی دهۀ بیست بود. به این ترتیب، باید از حق تشکیل فراکسیون دفاع کرد. "[ترجمۀ ما]

و شما همچنین ادامه میدهید:

"ایجاد «فراکسیون» برای به چالش کشیدن خط سیر اصلی سازمان و یا جهت گیری آن، یا آن رویه ای است [که سازمان بخاطر آن] تاسیس شده است و از آن دور شده و یا مبارزه برای بازگشت به مواضع اصلی است که دور انداخته شده است. "[ترجمۀ ما]

از توضیحات درست بالا، ناگهان شما نتیجه گیری کاملا اشتباهی می گیرید و این عملکرد بسیار خطرناکی است. شما این چنین ادامه میدهید:

"ما تماس گسترده ای با فراکسیون داخلی جریان کمونیست بین المللی/فراکسیون چپ کمونیست انترناسیونالیست داشته ایم و... فراکسیون چپ کمونیست انترناسیونالیست در واقع یک فراکسیون واقعی است. "[ترجمۀ ما]

شکل گیری فراکسیون به مفهوم این است که جریان مربوطه کاملا به زمین بورژوازی منتقل شده است (در این رابطه جریان کمونیست بین المللی). شما ادعای خود را چگونه اثبات می کنید؟ یا شما باید اثبات کنید که جریان کمونیست بین المللی یک جریان ضد انقلابی است آن موقع میتوان فراکسیون تشکیل داد و یا اینکه گذشته خود را مورد نقد جدی قرار دهید، در غیر اینصورت ادعای شما جدی گرفته نخواهد شد. ما قبلا هم نوشتیم این فراریان از «چپ کمونیسم» هرگز در درون جریان کمونیست بین المللی نجنگیدند.


نفوذ افکار طبقۀ حاکم

طبقه ای که وسائل تولید مادی را در اختیار دارد ، در نتیجه وسائل تولید ذهنی را نیز تحت کنترل خواهد داشت ، بنحوی که افکار آنها که فاقد وسائل تولید ذهنی هستند در کل تابع آن است. ... لذا بعنوان متفکران ، بعنوان تولید کنندگان افکار نیز حکومت می کنند و تولید و توزیع اندیشه های عصر خویش را تنظیم می نمایند: بدینسان افکار آنان افکار حاکم آن دوران نیز است." [ایدئولوژی آلمانی - مارکس]

برای ما چپ کمونیسم نه فقط تعدادی "مواضع سیاسی" بلکه اصول و ارزشهای پرولتری است. ما قبل هم تاکید کرده ایم ما بر این باوریم نفوذ ایدئولوژی های بورژوائی و خرده بورژوائی، نه تنها خطر اصلی برای طبقه کارگر، بلکه جریانات سیاسی آن نیز هست.

شما هرگز اشاره ای به نفوذ افکار طبقه حاکم نکرده اید، که مشکلات زیادی را برای طبقه کارگر ایجاد کرده است. به میمنت نفوذ چنین افکاری در درون طبقۀ کارگر است که از هویت طبقاتی خود کوتاه می آید و کارگران "مهاجر" را، برادران و خواهران هم طبقاتی خود را در تهران، لندن و جاهای دیگر عامل بیکاری، بدبختی، حقوق و دستمزد کمتر خود ارزیابی می کند.

اکثریت کسانی که به «مارین لوپن» رهبر جبهۀ ملی فرانسه در انتخابات اخیر ریاست جمهوری فرانسه رای دادند، از طبقۀ کارگر فرانسه بودند. چرا بخشی از طبقۀ کارگر از میان گانگسترها، بدترین (خارجی ستیز ترین) را انتخاب می کند؟ در کدام شهر کشوری که شما زندگی می کنید؛ کارگری، که در خارج از مرزهای کانادا به دنیا آمده است با ضربات چاقو آبکش می شود و بر پیشانی اش اتیکت «به خانه ات برگردد!» چسبانده می شود؟


طفیلی گری سیاسی

ما به آنچه می گوئیم، می نویسم یا ترجمه می کنیم ایستاده ایم. ما متونی را ترجمه کرده ایم که به اعتقاد ما برای فضای سیاسی ایران مهم هستند. اگر از یک افق انترناسیونالیستی نقدی به آنچه ما می گوئیم، می نویسم و یا ترجمه می کنیم، متوجه شود، ما موظف هستیم پاسخگو باشیم. اما ابتدا نظری بیفکنیم به آنچه شما در این مورد گفته اید:

"برای ما، درک جریان کمونیست بین المللی از مفهوم طفیلی گری [سیاسی] فاقد ریشه هائی در درون چهارچوب مارکسیستی است و بیشتر شبیه مفاهیم بورژوائی چون حق انتشار(کپی رایت) و مالکیت معنوی است تا یک نقد انقلابی ... ما صمیمانه امیدواریم که جریان کمونیست بین المللی، و همچنین خود شما، به استفاده از آن پایان دهید."[ترجمۀ ما]

ما تنها یک ادعا می بینیم، نه یک نقد سیاسی جدی. ما قبلا هم اعلام کرده ایم و مجددا تکرار می کنیم، بر این باوریم یک انتقاد جدی از عملکرد «مبارزه طبقاتی» نه تنها «مبارزه طبقاتی» را تضعیف نخواهد کرد بلکه باعث تقویت «مبارزه طبقاتی» نیز خواهد شد، چیزی که به تقویت اصول و ارزش های پرولتری در سایر نکات نیز یاری خواهد رساند. ما برای آخرین بار شما را به چنین نقدی فرا میخوانیم.

با درودهای انترناسیونالیستی
صدای انترناسیونالیستی
9 اردیبهشت 1391