آگاهی طبقاتی و سازمان انقلابی
(بخش اول)



1. مقدمه

" تمامی فیلسوفان تا به حال ، جهان را تفسیر کرده اند. مسئله چگونگی دگرگون ساختن آن است. " مارکس

آگاهی طبقاتی ، نقش و وظایف سازمان انقلابی یکی از بحث بر انگیزترین مباحث در طول تاریخ طبقه کارگر بوده است. سوالهای زیادی میتوان مطرح کرد. آگاهی به شکل عمومی چیست؟ آگاهی پرولتری چیست؟ ایدئولوژی چیست؟ فرق بین ایدئولوژی و آگاهی پرولتری در چیست؟ نقش و وظیفه سازمان انقلابی چیست؟

چطور این سوالات در طول تاریخ طبقه کارگر پاسخ گرفته است؟ چطور ما میتوانیم از گذشته مان درس بگیریم؟ افق مارکسیستی چیست؟

هدف این مقــاله (که به شکل سری از مقالات خواهد بود) ، این است که به سوالات بالا از یک افــق و انسجام مارکسیستی پاسخ بدهد. تلاش بر این خواهد بود ، بدون در غلتیدن به ایده آلیسـم و با کمک ماتـریالیسم تاریخـی ، سوالات بالا در طول تکامل سرمایه داری و با تکیه بر درسهای پرولتاریا بررسی شود.

این مقاله "آیه های مقدس" نیست که جائی برای تغییر و تکامل نداشته باشد ، بلکه یک تلاش از افق مارکسیستی و همچنان در پروسه تکامل است ، به همین خاطر بعضی وقتها ما سوالاتی را مطرح کرده ایم بدون اینکه پاسخی داده باشیم.

سر انجام امیدواریم این مقاله کمک نا چیزی به پرولتاریا باشد که با آگاهی خودش و با سازمان انقلابی خودش و از طریق انقلاب کمونیستی ناقوس مرگ سرمایه داری را به صدا در خواهد آورد.


2. آگـاهی طبقاتـی


" هم به منظور تولید آگاهی کمونیستی در یک مقیاس توده ای ، و هم برای پیروزی خود امر [کمونیسم] ، تغییر انسانها در یک مقیاس توده ای ضروری است ، تغییری که تنها در یک جنبش عملی ، یک انقلاب ، می تواند صورت بگیرد. بنابراین انقلاب ضروری است نه فقط بخاطر اینکه طبقه حاکم را از هیچ طریق دیگری نمیتوان سرنگون کرد ، بلکه به این دلیل نیز که طبقه سرنگون کنندهّ آن تنها در یک انقلاب قادر می شود خود را از همه کثافات اعصار خلاص کند و شایسته بنیاد نهادن جامعه ای نوین گردد. "
مارکس
, ایدئولوژی آلمانی

آگاهی به شکل عمومی

نتیجه اضمحلال جوامع اولیه ، تقسیم کار ، به کار یدی و کار فکری شد. این منتهی به پیدایش لایه ای از متخصصین شد که نقـش شان تـولید ، دفـاع و تکامل ایــده ها بود. بعد از آن منشأ ایـده و آگاهـی یک شغل برای ایدئولوگهای جامعه طبقاتی بوده است. در جامعه باستان فیلسوفانی نظیر افلاطون "ایده را ذاتی" قلمداد میکردند که تنها با اندیشیدن میتوان به آن نائل گشت. زمانی که ایده آلیست های اولیه ظاهر شدند ، خدا را منشأ آگاهی بشریت اعلام کردند.

با تکامل جامعه سرمایه داری ، ماتریالیستهای بورژوائی ظاهر شدند. به پشتوانه علوم طبیعی اعلام کردند که جهان متدی ، مستقل از ما وجود دارد ، تماس و لمس این جهان هستی ، منشأ آگاهی است. ماتریالیستهای بورژوائی آگاهی را یک آگاهی شخصی و فردی می پندارند.

سپس ماتریالیسم تاریخی پا به عرصه میگذارد و اعلام میکند که آگاهی ، نه یک آگاهی شخصی و فردی بلکه یک پدیده تاریخی و اجتماعی است. در ضمن ماتریالیسم تاریخی دیالکتیکی هم هست.

آگاهی طبقاتی چیست؟

اگر ما بخواهیم آگاهی طبقاتی را در یک جمله کوتاه تعریف کنیم ، آنموقع می توانیم بگوییم ، آگاهی طبقاتی ، آگاهی پرولتاریا به وظیفه تاریخی خودش است. یک نتیجه از هستی مادی و تجربه تاریخی طبقه کارگر. تکامل آگاهی طبقاتی یک پروسه دینامیک است. وظیفه و عملکرد سازمان انقلابی بمثابه بخشی از طبقه کارگر ، تکامل ، عمق بخشیدن و سپس گسترش و تعمیم آگاهی طبقاتی از طریق دخالت سازمان یافته در درون طبقه است.

درکهای متفاوت از آگاهی طبقاتی

مسئله آگاهی طبقاتی از ابتدأ توسط جنبش کارگری تعیین و مشخص نشده است بلکه یک موضوع در حال مباحثه و تکامل در طول تاریخ جنبش کارگری بوده است.

در درون جنبش کارگری ، دو نگرش یا برداشت از پروسه تکامل آگاهی طبقاتی وجود داشته است ، هر دوی نگرشها یا بر داشتها ، نکات ضعف و قدرتشان بررسی خواهد شد و چگونه جنبش کارگری از این نگرشها و برداشتها تاثیر پذیرفته است.

ادامه دارد
م جهانگیری
14 آذر 1388