آگاهی طبقاتی و سازمان انقلابی
(بخش نهم)



11. نقش و مسئولیت سازمانهای انقلابی

11.1 در دوران رو به رشد سرمایه داری

بخش عمده ای از ابهامات سیاسی و بخصوص ابهام در درک سازمانی که در سازمانهای سیاسی خود را نشان داده یا میدهد ناشی از عدم درک کامل تئوری زوال سرمایه داری و پیامدهای عملی که فقدان یا برداشت غلط از این تئوری بر دخالت انقلابیون داشته است.

در طول دوران رشد سرمایه داری نه تنها شرایط عینی برای امکان وقوع انقلاب بلوغ نیافته بود بلکه حتی خود پرولتاریا نیز از یک نارسی رنج می برد.

بخشی عظیمی از پرولتاریا از مناطق روستائی و یا کارگاههای کوچک به سوی صنایع سرازیر شده بودند. پرولتاریا به لحاظ کمی گسترش فراوانی می یافت اما اینها بدون سنت های سیاسی و سازمانی و اغلب تحت تاثیر مذهب و دلتنگی زادگاه خود بودند. در نتیجه آموزش سوسیالیستی پرولتاریا شکل اغراق آمیز به خود گرفت و وظیفه سازمان انقلابی انتقال آگاهی طبقاتی بدرون طبقه مطرح شد.

در دوران تکامل سرمایه داری که عصر شکل گیری دولتهای ملی بود ، بیشتر از سوسیالیسم ملی صحبت به میان می آمد. و به طبع آن عملکرد سازمان انقلابی هم نقش ملی بخود می گرفت ، قرار بود سوسیالیزم در هر کشوری ساخته شود و سپس فدراسیون دولتهای سوسیالیستی بوجود آید ، به همین خاطر است که انترناسیونال اول و دوم ، فدراسیونی از واحدهای ملی بود تا از یک سازمان متمرکز جهانی.

لذا شرایط عینی و ذهنی برای دخالت انقلابیون ، شکلی مغایر از امروز داشته است. هنوز اتحادیه ها و پارلمان نقشی مترقی داشتند ، سازمانهای انقلابی میتوانستند شکل توده ای به خود بگیرند و در نتیجه وظیفه سازمان انقلابی در دوران رو به رشد سرمایه داری سازماندهی طبقه کارگر بوده است.

"این واقعیت که شرایط عینی برای انقلاب هنوز بلوغ نیافته بود منجر به تخصصی شدن وظایفی شد که به شکل ارگانیک می بایست به همدیگر مرتبط شوند ، اتمیزه شدن عملکرد سازمان:
  • وظایف نظری به متخصصین محفوظ شد (مدارس در مارکسیسم ، نظریه پردازان حرفه ای).

  • آژیتاسیــون و تبلیغات توسط کارکنان اتحادیه ها و نمایندگان پارلمانها انجام شد ("انقلابیون حرفه ای")

  • وظایف سازمانی توسط کارمندانی انجام می شد که توسط حزب پرداخت می شدند." [1]

11. 2 در طول دوران انحطاط سرمایه داری

شرایط عینی پس از جنگ جهانی اول به معنای تغییر اساسی در نقش و عملکرد سازمان انقلابی بود. وظیفه سازمان انقلابی دیگر نه سازماندهی فیزیکی طبقه و انقلاب بلکه ایفای یک رهبری سیاسی است. انقلاب محصول و اثر کل طبقه است. به علت تغییر در شرایط عینی ، سازمان انقلابی دیگر گروههای ویژه ای مانند جوانان ، زنان و غیره نمی تواند داشته باشد.

سازمان انقلابی دیگر نه در مقیاس ملی بلکه در مقیاس بین المللی شکل می گیرد و برنامه آن در تمامی کشورها ، چه در کشورهای پیرامونی سرمایه و چه در کشورهای متروپل ، یکسان و معتبر است. اگر چه ویژه گیهای ملی همچنان وجود دارد که محصول رشد نامتناسب سرمایه داری است و حتی در جاهائی تولید ماقبل سرمایه داری نیز به چشم می خورد ، ولی این مسئله هرگز یکپارچگی و جهت گیری انترناسیونالیستی برنامه را زیر سوال نمی برد.برنامۀ سازمان انقلابی در عصر انحطاط سرمایه داری ، یا یک برنامه با جهت گیری جهانی است و یا هیچ چیز دیگر.

در طول دوران انحطاط سرمایه داری شرایط عینی برای انقلاب بلوغ یافته است. تمرکز پرولتاریا بیشتر شده است ، اکثریت عظیمی از پرولتاریا قادر به خواندن و نوشتن هستند (در کشورهای غربی تقریبا صد در صد) ، طبقه بیشتر از قبل تواناتر شده است ، آگـاهی طبقاتـی در یک مقیاس بین المللی بیشتر همگن شده است. این تغییرات ، شکل ، نقش و اهداف سازمانهای انقلابی پرولتاریا را نیز تغییر داده است.

سازمان انقلابی برخلاف دوران رو به رشد سرمایه داری ، اقلیت کوچکی از طبقه را در بر میگیرد که به برنامه و فعالیتهای انقلابی خود آگاه است. بدلیل همگن شدن بیشتر آگاهی طبقاتی ، کار نظری بیشتر یک مسئولیت جمعی شده است و تئوری دیگر نه محصول رهبران تئوریک بلکه بیشتر یک محصول جمعی است و آگاهی فردی در آگاهی جمعی تبلور پیدا می کند.

11.3 ابعاد تاریخی و انترناسیونالیستی سازمان انقلابی

تکامل شرایط عینی مستلزم تغییراتی در اشکال و عملکرد سازمانهای انقلابی در ابعاد مختلف شد ، این ابعاد هم به طبقه و هم به انقلابیون آن صورت یکپارچه میدهد. سازمانهای انقلابی باید از تقسیمات طبیعی و مصنوعی طبقه کارگر جلوگیری کرده و مانع آن شوند. سازمان انقلابی از در هم شکستن چهارچوب های ملی که بورژوازی در مقابلش قرار داده است بوجود می آید و از طریق دخالت و دفاع انترناسیونالیستی از مبارزۀ طبقاتی در همه کشورها ، از بعد انترناسیونالیستی سازمان انقلابی دفاع می کند. از سوی دیگر سازمان انقلابی بعنوان پیشرفته ترین بخش از طبقه مسئولیت تاریخی در مقابل طبقه دارد. چرا که این سازمان انقلابی است که تجربه و حافظه تاریخی غیر قابل تعویض که جنبش کارگری نسل قبل انجام داده است را به نسل جدید منتقل می کند به این ترتیب سازمان انقلابی همچون پلی بین مبارزات پرولتری نسل قبل و مبارزات پرولتری نسل جدید است. پلی بین دوره هائی از فروکش مبارزۀ طبقاتی با دوره هائی از مبارزۀ طبقاتی حاد ، در نتیجه سازمان انقلابی باید قادر به حفظ فعالیت مستمر و لازم الاجرا باشد و بیان آگاه ترین هدف تاریخی پرولتاریای جهانی باشد و این بیانگر بعد تاریخی سازمان انقلابی است.

11.4 فعالیت سازمان انقلابی

فعالیت سازمان انقلابی باید در یک رابطه منطقی با وظایف آن به کار گرفته شود و تنها به عنوان یک کل منسجم قابل درک است. فعالیت سازمان انقلابی بسته به روند مبارزه طبقاتی تغییر پیدا می کند. در دوره هائی که مبارزۀ طبقاتی حادی در جریان است ، وظیفه سازمان انقلابی قرار گرفتن در صف مقدم مبارزه به منظور کمک به تکامل و پیشروی مبارزه به عالی ترین سطح ممکن است. ولی در دوره هائی که مبارزۀ طبقاتی حالت رکود دارد و طبقه تحت تاثیر ایدئولوژی بورژوائی است ، سازمان انقلابی مجبور است خلاف جریان به مبارزۀ خود ادامه دهد. که رئوس آن به قرار زیر است:
  • فعالیت تئوریک – دخالت فعال به منظور تکامل ، گسترش ، عمق یابی آگاهی طبقاتی و سپس تعمیم آن به کل طبقه در یک پروسه دینامیک. آگاهی طبقاتی نه چیزی جامع است و نه به عنوان کامل پایان یافته است ، بلکه در طول زمان همواره باید با توجه به شرایط عینی و تاریخی تکامل یابد.

  • فعالیت از طریق دخالت در مبارزه طبقاتی – دخالت فعال در مبارزۀ طبقاتی که بخش اصلی پراتیک سازمان انقلابی است ، جائیکه تئوری به سلاح مبارزه از طریق تبلیغ و آژیتاسیون تبدیل می شود.

  • فعالیت تشکیلاتی – تکامل و تقویت ارگانهای مختلف سازمانی در راستای پیشروی سازمانی.

بحث ، رویارویی سیاسی ، تقابل اندیشه ها برای فائق آمدن بر انزوا و سکتاریسم نه تنها ضروری بلکه حیاتی و لازم است. این تنها از طریق جدل و مباحثه از دیدگاههای متفاوت درون فضای سیاسی پرولتری بخصوص به شکل علنی و کتبی امکان پذیر است و به پیشروی سنت های انترناسیونالیستی کمک خواهد کرد.

11.5 اهداف سازمان انقلابی

مسلما اهداف سازمان انقلابی در عصر انحطاط سرمایه داری تغییر یافته است. رشد نیروهای مولده ، اکنون به درجه ای از تکامل دست یافته است که روابط تولیدی سرمایه داری به غل و زنجیری برای توسعه بیشتر آنها تبدیل شده است. هیچ جائی برای اصلاحات دائم دیگر در این نظام وجود ندارد بلکه پرولتاریا در مقابل یک آلترناتیو اساسی قرار گرفته است: انقلاب کمونیستی یا نابودی بشریت. این بدان معنی است که سازمان انقلابی دیگر نباید خود را درگیر مبارزاتی نظیر مبارزه برای حقوق مدنی ، مبارزه برای حقوق زنان ، مبارزه علیه نژاد پرستی و غیره نماید بلکه تنها از طریق فعالیت مستقیما کمونیستی خود در راستای تحقق انقلاب جهانی مبارزه نماید.

"همانطور که انقلاب روسیه نشان میدهد انقلابیون از طبقه ناشی می شوند و تنها در درون طبقه و از طریق طبقه می توانند وجود داشته باشند ، یک طبقه که از آن هرگز نمی توانند خواهان حق ویژه یا امتیازات باشد. آنها هیچ جایگزینی برای طبقه نیستند. آنها نه بدنبال کسب قدرت و یا نه به دنبال اعمال قدرت دولتی هستند." [2]

نقش اساسی آنها دخالت در مبارزه طبقاتی و به سر انجام رساندن نقش حیاتی خود در تکامل آگاهی طبقاتی و دفاع از برنامه کمونیستی تا محو طبقات هست.


ادامه دارد
م جهانگیری
9 تیر 1390

یادداشتــها:

1. نقش سازمان انقلابی – انقلاب جهانی شماره 8
2. منبع بالا