تباهی بردگان مزدی در نظام سرمایه داری
و عوام فریبی چپ سرمایه






در هر 15 ثانیه یک بردۀ مزدی در گوشه ای از این کرۀ خاکی سر بر خاک می افتد. در یکی از این جنایات نظام بربر سرمایه داری در معدن زغال سنگ « یال شمالی» واقع در طبس، در 28 آذر ماه 1391هشت معدنچی، هشت بردۀ مزدی، هشت خالق نعمات بشری، هشت نان آور خانواده، هشت ... بر اثر انفجار گاز و ریزش آوار قربانی سود سرمایه شدند. ما خود را در غم و اندوه همزنجیران به خاک افتاده مان شریک میدانیم و با خانواده هایشان اظهار همدردی می کنیم. این جنایت در معدنی صورتی گرفت که قبلا نیز قربانی گرفته بود و کارگران به فقدان ایمنی های لازم در معدن اعتراض کرده بودند.

شرایط محیط کاری در ایران چنان اسفبارشده است که خبرگزاری بورژوازی اسلامی«ایسنا» به تاریخ 27 آذر 1391 اعتراف کرد که سازمان پزشکی قانونی در گزارش خود اعلام ‌کرده است که مرگ و میر ناشی از حوادث کار در هفت ماهه امسال نسبت به مدت مشابه سال قبل 24 درصد افزایش یافته است.

بدنبال جنایت در معدن زغال سنگ « یال شمالی» (البته چپ سرمایه آن را «حادثه» می نامد) که جنایتی روزانه و سیستماتیک در نظام بربر سرمایه داری است، گرایشات متفاوت چپ سرمایه مصرانه خواهان محاکمۀ کارفرما و دست اندرکاران این "حادثه" شدند.

اتحادیه آزاد کارگران ایران طی اطلاعیه ای به تاریخ 29 آذر ماه 1391 نوشت که اتحادیه "مصرانه خواهان محاکمه علنی کلیه دست اندرکاران این حادثه و جبران فوری و بی کم و کاست خسارتهای مادی و معنوی وارده بر خانواده های این کارگران است."

اینکه نقش اتحادیه های کارگری در درون طبقۀ کارگر چیست، فقط کافی است اشاره شود که لانۀ دزدان (سازمان ملل) در منشور خود به سال 1946 تصویب کرده و تاکید کرده است که "تشکل های کارگری باید آزاد و دواطلبانه تشکیل شوند و در تعیین اساسنامه خودشان آزاد و مختار باشند، مشروط بر این که اهداف اساسنامه با قوانین جاری کشور مخالف نباشد."[تاکید از ما] به عبارت بهتر تشکلی باید شکل بگیرد که در اساسنامه اش نباید نظام سرمایه داری را زیر سوال ببرد. تشکلی که در راستای اهداف دراز مدت سرمایه باشد. سازمان بین الملی کار نیز با چنین افقی است که خواهان شکل گیری اتحادیه های کارگری در ایران است. چرا که خود سازمان بین المللی کار واقف است که اتحادیه های کارگری در سراسر جهان تبدیل به ارگانهای نظام سرمایه داری شده اند و وظیفه اصلی اتحادیه ها کنترل طبقه کارگر ومنحرف کردن مبارزه طبقاتی کارگران است.

جناح کلام رادیکال چپ سرمایه نیز همین عوام فریبی ها را تکرار کرد، بعنوان نمونه حزب کمونیست کارگری این چنین دُرفشانی کرد: "حزب کمونیست کارگری از جان باختن هشت کارگر معدن یال شمالی طبس عمیقا ابراز تاسف میکند و به خانواده ها و همکاران و دوستان آنها صمیمانه تسلیت میگوید. کارگران باید خواهان این شوند که به خانواده ها و بازماندگان این عزیزان غرامت پرداخت شود، زندگی آنها مادام العمر از نظر مالی در استاندارد مناسبی تامین شود، و کارفرما و مسببین این انفجار مورد محاکمه قرار گیرند."[1]

برخلاف عوامفریبی های گرایشات متفاوت چپ سرمایه، حوادث محیط کار، نه ناشی از بی دقتی یا کم توجهی مسئول مربوطه یا کارفرمایان بلکه محصول نظام سرمایه داری و بخشی جدائی ناپذیر از متابولیسم نظام سرمایه داری است، نظامی که در آن، هدف تولید نه رفع نیازهای بشری بلکه کسب حداکثر سود است.

حوادث محیط کار نه فقط محصول کشورهای پیرامونی سرمایه بلکه امری اجتناب ناپذیر در نظام ضد انسانی سرمایه داری است. نمودار زیرین که بخشی از گزارش کمسیون اتحادیه اروپا است[2]، بیانگر حوداث محل کار در اروپای غربی در سال 2009 میلادی است که منجر به غیبت بیش از سه روز از محل کار شده است. این گزارش تعداد حوادث را نشان میدهد و کاملا منطقی است که پنج کشور بزرگ اروپای غربی بیشترین حوادث را داشته باشند(در آمار بریتانیا، حوادث محیط کار ایرلند شمالی گنجانده نشده است، بنابرین کمتر از سایر کشورهاست).



بیکاری ، اضطراب کار ، فشار و رنج کاری نه تنها معضل طبقه کارگر در کشورهای پیرامونی سرمایه بلکه به یک کابوس برای طبقه کارگر در جهان غرب نیز تبدیل شده است. بغض گلو، خشم فرو خورده تنها محصول کشورهای پیرامونی سرمایه نیست، بلکه مفاهیمی آشنا برای اکثریت اعضای جامعه در کشورهای متروپل نیز است. در مهد تمدن بورژوازی، در مهد تمدن اروپا، در فرانسه، اضطراب کاری ، رنج و مشقت ناشی از کار عاملی برای موجی از خودکشی ها بوده است. شرایط زندگی بردگان مزدی در یونان، اسپانیا، بریتانیا و آمریکای شمالی چگونه است؟ بیکاری و عوارض ناشی از آن در جهان دمکراتها، جهان غرب به یک کابوس برای طبقه کارگر تبدیل شده است.

چپ سرمایه خواهان محاکمۀ کارفرما است، تو گوئی در این جهان وارونه عدالتی وجود دارد و عوامفریبانه می خواهند به نظام قضائی بورژوازی حقانیت بدهند، که مستقل از دولت سرمایه عمل می کند. برای ما کمونیستها «قوۀ قضائیه» بخشی از دولت سرمایه است و نمی تواند عنملکرد دولت سرمایه را زیر سوال ببرد.

این عوام فریبان باید جواب دهند، آیا عاملان و عامران قتل عام کموناردها بعد از شکست «کمون پاریس» به محاکمه کشیده شدند؟ آیا قتل عام نسلی از کارگران آلمان در جریان شکست انقلاب آلمان(22-1919) منجر به محاکمه شد؟ آیا مسئولان بخون کشیده شدن کارگران جهان چیت کرج توسط رژیم آریامهری به محاکمه کشیده شدند؟ آیا قاتلان قتل عام کارگران خاتون آباد که از زمین و هوا انجام گرفت، به محاکمه کشیده شدند؟ آیا قاتلان کارگران آفریقای جنوبی به محاکمه کشیده شدند؟ آیا قاتلان کارگران در کشورهای غربی به محاکه کشیده شده اند؟

آیا اصولا فرقی می کند که کارگران مستقیما قتل عام شوند یا توسط نظام بربر سرمایه داری و با مرگ تدریجی و گرسنگی تباه شوند؟ آیا مرگ تدریجی هم طبقه ای هایمان که بنوعی شکنجۀ سستیماتیک از سوی نظام سرمایه داری است قابل محاکمه نیست؟ اولیاء علی‌بیگی٬ عضو شورای عالی کار بورژوازی اسلامی به تاریخ دوم دی ماه 1391 اعتراف کرد که :«دولت باید خط فقر واقعی را اعلام کند که براساس آخرین گزارش‌ها این نرخ بیش از یک میلیون و ۵۰۰هزار تومان برآورد شده است». ترجمان زمینی مبلغ یک و نیم میلیون تومان برای خط فقر، یعنی نه تنها طبقۀ کارگر بلکه حدود هفتاد درصد مردم ایران زیر خط فقر زندگی میکنند.

زیر خط فقر به مفهوم این است هفتاد درصد جمعیت به مرگ تدریجی می میرند. میلیونها عضو این طبقۀ اجتماعی بخاطر زیر خط فقر بودن، به خاطر گرسنه بودن، هر روز شرمندۀ زن و بچه هایشان هستند، چه کسی را باید محاکمه کرد؟ چه کسی را باید به محاکمه کشید که میلیونها نفر از ارتش بیکاران طبقه کارگر، حتی شانس این را پیدا نمی کنند که وارد سیستیم استثمار نظام سرمایه داری شوند؟ فروشندگان کلیۀ خیابان «فرهنگ حسینی» تهران چه کسی را باید محاکمه کنند، که از ناچاری بخشی از وجودشان را بفروش می رسانند؟ چه کسی را باید بخاطر فشارهای ناشی از سختی کار، فرودستی محل کار، تحقیر و توهین محل کار محاکمه کرد؟

همزنجیران!


تا بردگی مزدی هست، تا نظام سرمایه داری هست ما نه تنها باید شاهد چنین جنایاتی بلکه از آن بدتر شاهد مرگ تدریجی و شکنجه وار همزنجیرانمان در جای جای این کرۀ خاکی باشیم. رهائی ما از جنایات روزانۀ سرمایه داری از طریق محاکمۀ افراد بدست نخواهد آمد، نه افراد که گاهی حتی خود سرمایه داری نیز بخاطر اینکه از خود سلب مسئولیت کند، آنان را به دادگاه می کشاند، بلکه باید این نظام بربر و کثیف سرمایه داری را از طریق انقلاب کمونیستی به محاکمه کشید و به عمر ننگین آن پایان داد و جامعۀ کمونیستی، جامعه ای که در آن از تولید کالائی، از سود و از استثمار خبری نیست بنیان نهاد.


فیروز اکبری
9 دی 1391


توضیحات:
[1] از اطلاعیه حزب کمونیست کارگری بمناسبت انفجار در معدن زغال سنگ طبس
[2]http://epp.eurostat.ec.europa.eu/statistics_explained/index.php/Health_and_safety_at_work_statistics