دو جنبش ، دو افــق
تشدید مبارزه طبقاتی تنها آلترناتیو



در ششم دی ماه 1388 نیروهای سرکوبگر بورژوازی ، سرکوب خود را شدت بخشیده و تظاهرات را بخون کشیدند. دهها تن از تظاهر کنندگان کشته یا زخمی شدند و صدها تن نیز دستگیر شدند. دولت پلیسی نشان داد که فراموش نکرده است ، چطور قصابانش در سال 1360 قصابی میکردند و هر موقع هم نیازباشد دوباره حمام خون براه خواهد انداخت.

و سه روزبعد بورژوازی تئوکرات کارنوال "بیعت با رهبری" را درسراسر کشور براه انداخت. تظاهراتهائی را در تمامی شهرها سازمان دادند تا زور بازویشان را ، قدرتشان را نشان دهند وبه مردم دنیا حمایت مردم را از بورژوازی اسلامی و ولی فقیه آن اثبات کنند.

سرلشکر محمد علی جعفری فرمانده کل سپاه روز سه شنبه بیست و دوم دی ماه 1388 اظهار داشت:
" برخی‌ها به دنبال تبديل رهبری به يك مقام تشريفاتی هستند. آنچه پس از انتخابات به بهانه تقلب در كشور آغاز و دنبال شد، تلاش برای تضعيف اختيارات رهبری و تبديل آن به يك مقام تشريفاتی بود كه همان كمرنگ كردن اسلاميت جمهوری اسلامی است." [1]

از سوی دیگر تمامی گرایشات سرمایه از راست تا چپ ، از سلطنت طلبان تا چپ های کلام رادیکال مثل "کمونیستهای کارگری" پیشــروی جنبش مردم را اعلام کردند. هر یک از آنها ادعا می کنند که اعتراضات مردمی را رهبری می کنند و خودشان را نیز بعنوان تنها آلترناتیو برای جانشینی جمهوری اسلامی معرفی می کنند.

سازمان مجاهدین خلق اعلام کرد ، آنها اعتراضات را رهبری می کنند و تنها جانشین برای جمهوری اسلامی هستند. آقای مسعود رجوی رهبر مجاهدین در 8 دی ماه 1388 نوشت:
"رژيم آخوندى هماوردى جز مجاهدين خلق ايران و جايگزينى جز شوراى ملى مقاومت ايران نمىيابد." [2]

جنبش مردمی برای طبقه کارگر چه مفهومی دارد؟ چگونه جنبش مردمی و آزادیخواهی به مبارزه طبقاتی تاثیر می گذارد؟ نقش و وظایف انترناسیونالیستها چیست؟ حقیقت این است که درجامعه دو جنبش جاری است ، جنبش دمکراسی خواهی و جنبش طبقه کارگر.


جنبش دمکراسی خواهی

جنبش دمکراسی خواهی یک جنبش بورژوائی ، ضد پرولتری و یک جنبش ضدانقلابی است. در یک دنیای ایده آلی این جنبش سعی خواهد کرد سرمایه ملی را با روتین های سرمایه جهانی وفق دهد ، تا بقا نظام سرمایه داری را در ایران تقویت کرده و به طبع آن به سرمایه گذاران داخلی و خارجی اطمینان انباشت سرمایه را بدهد. سرمایه داری چیزی بیش از فقر عمومی ، بیکاری دسته جمعی ، اضطراب شغلی و مشقت کاری برای پرولتاریا عرضه نمی کند و به کلام دیگر یک جهنم واقعی برای طبقه کارگر.

باید تاکید شود که اعتراضات مردمی متاثر از روح و تفکر دمکراتیک و ناسیونالیستی است ، چیزی که ، ناسیونالیسم یک سم کشنده برای مبارزه طبقاتی است.

وسائل ارتباط جمعی دمکراتیک لقب "سر اپوزسیون" به جنایتکاری چون موسوی داده اند که بسیار مناسب سیاست جهان غرب برای تحت فشار قرار دادن رژیم ایران است اما این وسایل ارتباط جمعی دمکراتیک "باشرف" درمورد دهها اعتراضات و اعتصابات طبقه کارگرکه در بخش بعدی به آنها اشاره خواهیم کرد ، خفه شده اند. بسیاربدیهی است ، یک عامل اساسی برای تحت الشعاع قرار دادن به "جنبش سبز" موسوی.

قبل از اینکه به "جنبش سبز" نگاهی بیندازیم ، می خواهیم تعریف جنبش دمکراسی خواهی را از زبان فعالین خود این جنبش بشنویم. یکی از گرایشات ناسیونال- چپ ، "کارگران" "کمونیست" ایران این جنبش را بسیار خوب تعریف کرده است و ازآن به عنوان "جنبش رنگین کمان" نام میبرد. ما به دو تا از این رنگها نگاه می کنیم:
" درود بر ملت غیور ایران و مبارزان راه آزادی
...
رنگ سبز : انتخابات آزاد با نظارت مراجع بین المللی
ررنگ قرمز : آزادی تمامی زندانیان سیاسی و لغو شکنجه و اعدام "
[3]


بعد از سرکوب ششم دی ماه 1388موسوی برای جلوگیری از رادیکال شدن اعتراضات مسیر خودش را عوض کرد تا بورژوازی اسلامی را نجات دهد. این سیاست شناخته شده در اروپای غربی است ، زمانی که لازم باشد رهبران اتحادیه های کارگری و احزاب اپوزسیون با زبان رادیکال برای منحرف کردن اعتراضات بیرون میروند و سپس در موقع مناسب مسیرشان را عوض می کنند. او از طریق بیانیه 117 خود پیشنهاد "آشتی ملی" داد. او نوشت: " اذعان به وضعیت بحرانی می تواند راه حل را نه در سرکوب که بر سر آشتی ملی قرار دهد" [4]

بیانیه او از پنج بند تشکیل یافته که نکات مطرح شده در بیانیه حداقل بر روی کاغذ در چهار چوب جمهوری اسلامی امکان پذیر است. او تحقق یافتن بیانیه اش را به شکل زیر اطمینان میدهد:

" نظام ما آن قدرت را دارد که در صورت تدبیر و در صورت داشتن یک نگاه احترام آمیز و توام با ملاطفت به همه ملت و اقشار آن این مهم را بانجام برساند."[5] آخرین بند بیانیه موسوی تاکید دارد به " پایبندی به اصل ۲۷ قانون اساسی " [6]

این مزدور جنایتکار در مورد "کرامت ذاتی بشریت" و ممانعت از شکنجه صحبت می کند:
" نگاهی که بر کرامت ذاتی انسان باور دارد و برنمی تابد که ضارب او در زندان با غذایی جز شبیه غذای او نگهداری شود و یا مورد شکنجه و امثال آن قرار گیرد. "[7]

این جنایتکار تصور میکند ما جنایات او را فراموش کرده ایم. تنها تصور شکنجه هائی که در دوران نخست وزیری این جنایتکار بوقوع پیوسته ، مو بر تن هر انسانی سیخ میکند. صد هزار اعدامی ، گور دسته جمعی از زندانیان سیاسی (خاوران) ، تجاوز به دختران پیش از اعدام تنها نمونه هائی از آنها هستند.

جناح چپ جنبش دمکراسی خواهی خودش را چپ یا سرخ می نامد و دستگاه سیاسی سرمایه را نمایندگی می کند. اگرما از گرایشاتی که مستقیما به سخنگویان موسوی تبدیل شدند صرف نظر کنیم ، جناح کلام رادیکال چپ با به جلو صحنه کشاندن جنبش دمکراسی خواهی سعی در تحت الشعاع قرار دادن مبارزه طبقاتی دارد. اینها همانقدر سرخ هستند مثل رهبران اتحادیه های کارگری یا رهبران سوسیال دمکرات که در خط مقدم تظاهرات اول ماه مه سرود انترناسیونال می خوانند و در عین حال ضد کارگری ترین قوانین را تصویب می کنند.

چپها به حق اعتصاب ، حق تشکیل اتحادیه ، توقف خصوصی سازی و غیره تاکید میکنند اما وظیفه اصلی اتحادیه ها کنترل طبقه کارگر و انحراف دادن مبارزه طبقاتی آنان است. همین است ، شبح مبارزه طبقاتی که بورژوازی بیش از هر چیزی وحشت دارد.

تاریخ نشان داده است زمانی که بورژوازی احساس خطر کند قادر به لکه دار کردن پرنسیپ های دمکراتیک خود است. دموکرات ها در مهد تمدن بورژوازی ، پاریس ، پس از سقوط کمون پاریس ، تنها در طول یک هفته 30000 کارگر را قتل عام کردند و وجدان دمکراتشان هم ناراحت نشد.


جنبش طبقاتی کارگران

طبقه کارگر ترکیبی از اشخاص بی تاریخ نیست ، با مراجعه به تجربیات تاریخی و بین المللی خودش ، پرولتاریا باید از درهم آمیختن اعتراضات مردمی با مبارزه مستقل طبقه کارگر اجتناب ورزد. به جای اینکه طبقه کارگر تابعی از مبارزات مردمی باشد و بدرون جنبش دمکراسی خواهی کشیده شود ، پرولتاریا باید خودش را بعنوان یک نیروی اجتماعی مستقل استوار کند که برای منافع خاص خودش می جنگد.

در اعتراضات و اقدامات مردمی که طبقه کارگر خودش را در جنبشهای دمکراتیک و آزادیخواهانه حل می کند ، بورژوازی را تضعیف نمی کند بلکه طبقه کارگر خود را تضعیف می کند.

پرولتاریا باید ابتکار عمل را بدست بگیرد و مهر خودش را بر حوادث تاریخی بزند. پرولتاریا باید جوانان ، دانشجویان و دیگر لایه های جامعه را با خود همراه سازد و نه بر عکس آن ، طبقه کارگر بدرون جنبش دمکراسی خواهی کشیده شود. این مسئله طبقه کارگر را تضعیف و ناتوان می کند.

سرمایه داری بوی خون ، کثافت و لجن میدهد. سرمایه داری در یکی از عمیق ترین بحرانهای تاریخی خود فرو رفته است و بهای آنرا طبقه کارگر می پردازد. اگر زمانی اقتصاددانان و ایدئولوگهای بازار آزاد از ترم "رکود اقتصادی" برای بحرانهای سرمایه داری استفاده میکردند ، امروز خود به ورشکستگی سرمایه داری اعتراف میکنند.

سرمایه داری تنها فقر تعمیم یافته ، بطور کلی به کل بشریت و به ویژه برای طبقه کارگر عرضه می کند. با حذف یارانه ها (هدفمند کردن یارانه ها) که بزودی عملی خواهد شد ، چیزی که یک حمله مستقیم به استاندارد زندگی طبقه کارگر است ، شرایط برای طبقه کارگر بیش از پیش طاقت فرسا خواهد شد.

مبارزه طبقاتی هر چند آهسته در حال رشد است و پرولتاریا بر تحولات تاریخی اثرمی گذارد. طبقه کارگر مجبور است با چنگ و دندان از سطح معیشت خودش دفاع کند و علیرغم سرکوب لجام گسیخته ، دهها اعتراض و اعتصاب کارگری را در سراسر کشور سازمان داده است که در زیر به برخی از آنها اشاره میشود:
  • کارخانه کیان تایر
  • مجتمع گوشتی زیاران
  • شرکت هادی کار
  • مجتمع صنعتی تبریز
  • شرکت بیان دیزل (دورمن دیزل)
  • ذوب آهن اصفهان
  • کارخانه شکر هفت تپه
  • شرکت صنعتی دریایی ایران (ایران صدرا)
  • کارگران ساختمان پالایشگاه آبادان
  • ....
این اخبار در رسانه های جمعی دمکراتیک قابل روئیت نیست یا تحت الشعاع نوآوری های آنها برای ایجاد "سر اپوزسیون" قرار می گیرد.

این اعتراضات و اعتصابات نشان میدهند که طبقه کارگر بعنوان یک نیروی اجتماعی مغلوب نشده است. با وجود همه محدودیت هائی که این نبردها داشته اند ، پرولتاریا هیچ چاره ای جز جنگیدن بخاطر منافع طبقاتی خود و پیشبرد این نبردها ندارد.


تشدید مبارزه طبقاتی تنها آلترناتیو

ما هرگز نباید هویت طبقاتی مان را ، اعتماد به نفس مان را به خودمان ، توانائیهای انقلابی مان را در شکل دادن خودمان بعنوان یک نیروی اجتماعی مستقل در تحولات جامعه از طریق مبارزه طبقاتی از دست بدهیم.

هم زنجیران!


آینده جنبش ما تنها به مبارزه ما بستگی دارد. ما فقط می توانیم حملات بورژوازی را از زمین طبقاتی خودمان دفع کنیم. ما باید سعی کنیم انزوای اعتراضات و اعتصابات کارگری را در هم بشکنیم و ارتباط و همکاریمان را با دیگرصنایع و بخش ها در سراسر کشور گسترش دهیم. ما باید مبارزه مان را ، مستقل از تمامی باندهای بورژوائی ، مستقل از همه جنبش های بورژوائی ، علیه سرمایه داری گسترش دهیم. شعار ما باید برعلیه بردگی مزدی، استثمار ، بیکاری ، اخراج سازیها ، تورم باشد و به عبارت دیگر باید بنیانهای سرمایه داری را نشانه گیری کند. ما باید مبارزه مان را از خیابان ها به محلهای کار در تمام بخش ها گسترش دهیم. ما فقط بخاطر منافع طبقاتی خودمان باید بجنگیم.

هدف نهائی مبارزه ما نه در تغییر طبقه حاکم چیزی که در سال 1357اتفاق افتاد بلکه در مبارزه طبقاتی و هدف ما باید برای نابودی کل سیستیم سرمایه داری نشانه گیری شود. این تنها از یک افق انترناسیونالیستی امکان پذیر است.

زمین شورشهای مردمی توانائی های پرولتاریا را فرسوده می کند ، اما زمین مبارزه طبقاتی منجر به انهدام انقلابی دولتهای سرمایه داری در همه کشورها خواهد شد. بیش از هر زمان دیگری طبقه کارگر از طریق مبارزه طبقاتی اش آینده بشریت را در دستهای خود دارد.

فیروز
7 بهمن 1388
_____________________________________________________

1. خبرگزاري فارس
http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810221538
2. http://www.iran.mojahedin.org/pages/detailsNews.aspx?newsid=51442
3. http:// www.nedaanews.com/ (29 December 2009)
4. http://www.kaleme.org/1388/10/11/klm-7047
5. منبع بالا
6. منبع بالا
7. منبع بالا