سرمایه داری مسبب تمامی
فجایع طبیعی وزیست محیطی است

(در حاشیه پدیده گرد و غبار)




معضلات زیست محیطی، چون سیل، طوفان، سونامی، زلزله و غیره هر ساله جان هزاران نفر از مردمان جامعه و بخصوص اقشار تحتانی جامعه و طبقه کارگر را میگیرد. فجایع طبیعی و زیست محیطی، توسط سرمایه داری حوادث غیر مترقبه نامیده می شود که خارج از قدرت بشری است.ولی فجایع طبیعی زیاد هم غیر مترقبه و غیر قابل پیش بینی نیستند آنها محصول بهره برداری غیر منطقی از منایع زمین هستند.

پدیده گرد وغبار اخیر که جمهوری سرمایه داری اسلامی ، انگشت اتهام را تا اندازه ای بسوی همسایه ها نشانه گرفته وآنها را مقصر آلودگیها می داند، محصول نظام طبقاتی است. بشریت نمی تواند، گریبان خود را تا زمانی که تحت سلطه سرمایه است از چنین پدیده هائی مبرا کند. برای بهتر روشن شدن فجایعزیست محیطی که چگونه انسان با نوع زندگی خود و برای تامین انواع نیازهای خود از طریق دگرگونی مداوم طبیعت و به تبع آن تغییر خود (رابطه انسان با طبیعت و رابطه طبیعت با انسان) «با مفهوم مارکسیستی» تکامل می یابد، رجوع کنیم. زمانی که تولید صرفا برای تامین نیازهای بشری است، بهربرداری انسان از طبیعت شکل دیگری دارد. تولید به عنوان رابطه ای خاص انسانی با طبیعت نه تنها ارضای صرف نیازهاست بلکه خلق هم زمان نیازهای جدید نیزمحسوب می شود. ولی در نظام های طبقاتی به شکل عموم و بخصوص در نظام سرمایه داری این رابطه - دیالکتیک تولید - باژگونه می شود . در نتیجه تولید ارزش های مصرفی که بازتاب ارضای نیازهای قدیمی و ایجاد نیازهای جدید بر بنیادهای طبیعی می باشد، نه به عنوان هدف تولید بلکه ارزش مبادله ای به هدف منحصربفرد تولید بدل می شود. اگر بخواهیم فرق بین ارزش مصرف و ارزش مبادله را به لفظ در آوریم این است که طلب ارزش مبادله ی به هیچ ارضایی از لحاظ طبیعی یا اجتماعی نینجامیده، بلکه بیشتر در راستای کسب سود بوده است. به این ترتیب سود به عنوان هدف تولید پدیدار شده و به استفادۀ غیر منطقی از منایع طبیعی نینجامیده است که نتیجۀ آن نابودی و تخریب محیط زیست بوده است.

سازمان بهداشت جهانی اعلام نموده سالانه بیش از پانصد هزار نفر در اثر ذرات معلق در هوا دچار مرگ زود رس می شوند. ذرات معلق ، از آلاینده های اصلی هوا می باشند. برای پدیده گرد وغبار سه منبع اصلی ذکر شده است:

اولین منبع بزرگ واصلی گردوغبار بیابانهای صحرا که در شمال آفریقا واقع شده است، می باشد. می شود گفت تقریبا یک بیلون تن در سال غبار جابجا می کند.

دومین منبع بزرگ گردوغبار غرب چین و قسمتی از مغولستان می باشد و بنام غبار آسیایی معروف است.

سومین منبع گردوغبار، شبه جزیره عربستان است که درجابجایی گردوغباربه سراسر جهان نقش دارد، اگرچه منشاء گردوغبار استانهای غربی را بیابانهای عربستان و کویت می دانند ولی این گردوغبار تحت تاثیر باد شمال که از طرف شمالغربی و از فصل بهار به بعد می وزد ، قرار دارد. درچند ساله اخیر پدیده گرد وغبار(ریز گردها) در کنار خشکی دریاچه ارومیه که اگر به این شکل ادامه یابد به فاجعه بس عظیم تر منجر خواهد شد.

از عوارض جانبی پدیده گرد وغبار(ریز گردها) می توان به موارد زیر اشاره کرد:
  • ميزان مرگ و مير را 12 درصد افزايش داده است
  • سرطان ريه را 14 درصد افزايش داده است
  • کاهش شدید باروری زنان و افزایش عقیمی مردان همراه داشته است
  • بر تنفس و ریه های شهروندان مخاطرات جدی ایجاد کرده است
  • مراجعه بيماران تنفسي به اورژانس در اراك به دليل آلودگي هوا 4 برابر شده است
  • منشاء انواع بيماري هاي جسمي و رواني است
سرمایه داری پیرامونی بدلیل اضمحلال زیر بنائی جامعه نتایج بسیار مهلکی برای بشریت بوجود آورده است. این زلزله نیست که انسانها را می کشد بلکه ساختمان سازی قلابی و غیره است که انسانها را می کشد.فجایع زیست محیطی همچون زلزله در کشورهایی چون ایران و ترکیه جان ده ها هزار نفر را میگیرد. در زلزلۀ کشمیر پاکستان 85 هزار کشته، صد هزار نفر زخمی و سه میلیون بی خامان شدند. ولی در زلزله های مشابه در کالفرنیا در آمریکا در سالهای 1994، 1992، 1989 هفت یا هشت نفر جان خود را از دست دادند.
"زلزله های قویتر از آنچه در کشمیر اتفاق افتاد در سال 1906 در سانفرانسیسکو و در سال 1999 در تایوان اتفاق افتاد که به ترتیب تعداد قربانیان 3000 نفر و 2300 نفر بود، علیرغم اینکه اتفاقها در مناطقی افتاد که تراکم جمعیت بسیار بالایی داشت ."

پدیده گرد وغبار(ریز گردها) به یک معضل جدی برای شهروندان تبدیل شده است. اضمحلال زیر بنائی سرمایه داری پیرامونی از سوئی و سیاستهای ارتجاعی کشورهای منطقه در قبال مسائل محیط زیستی عوارض این پدیده را صد چندان کرده است. تنها جامعۀ کمونیستی است که می تواند فجایع طبیعی را به حداقل ممکن برساند، چرا که در آن جامعه ملاک نه سود بیشتر بلکه رفاه انسانها خواهد بود.

امیر جوادی
15 تیر 1391